لسان الملك سپهر
632
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
أنس « 1 » كه يك تن از بنى عدى بن النّجار است ، در مسرّت به وصول اين نعمت و تأسف از آنچه بازماندهاند ، از نصرت آن حضرت ، قصيدهاى انشاد كرد ، اين سه بيت از آن قصيده رقم شد : ثوى من قريش بضع عشرة حجّة « 2 » * يذكّر لو يلقى صديقا مواتيا فلمّا اتانا اظهر اللّه دينه * فاصبح مسرورا بطيبة راضيا نعادى الّذى عادى من النّاس كلّهم * جميعا و ان كان الحبيب المصافيا « 3 » [ مناظرهء عبد اللّه بن سلام با حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله ] در خبر است كه عبد اللّه بن سلام ، در ميان علماى يهود فحلى « 4 » بود و روزى در انجمن پيغمبر حاضر شد ، وقتى كه مردم مدينه را بدين سخنان اندرز مىكرد ، و اين اول وعظى بود كه در مدينه بدايت « 5 » كرده مىفرمود : أيّها النّاس أفشوا السّلام و أطعموا الطّعام و صلوا الارحام و صلّوا باللّيل و النّاس نيام ، تدخلوا الجنّة بسلام . عبد اللّه چون ديدار و گفتار آن حضرت را ديد و شنيد ، دانست كه روش كذّابان نباشد . پس كرّت ديگر وقتى كه مجلس را از مردم تهى يافت ، به حضرت پيغمبر شتافت و عرض كرد كه : اى محمد من از تو سه سؤال خواهم كرد كه جز پيغمبران جواب آن ندانند . نخستين بگوى : در قيامت اول كدام علامت پديد شود ؟ ديگر آنكه : اول طعام بهشت چه خواهد بود ؟
--> ( 1 ) . طبرى : ابو قيس بن صرفهء انصارى ( تاريخ طبرى ، ج 3 / 920 ) . ( 2 ) . مراد به ( بضع عشرة حجة ) 13 سالى است كه رسول اكرم ( ص ) در مكه دعوت و تبليغ مىفرمود . ( 3 ) . پيامبر ده سال و چند را در ميان قريشيان گذراند كه اى كاش دوستى همدرد براى خود مىيافت . و چون پيش ما آمد خدا دين وى را غلبه داد ، و در مدينه خوشدل و راضى زيست . كسى كه با پيغمبر اكرم ( ص ) دشمنى كند ، با او مىجنگيم اگر چه دوست صميمى ما باشد . ( 4 ) . فحل : نر ، كنايه از بزرگ و رئيس است . ( 5 ) . بدايت : ابتداء ، اول